خدایم در آغوش کشید

خدایم در آغوش کشیدReviewed by مهربانو on Feb 16Rating: 5.0خدایم در آغوش کشید!

روزی انسان به خدای خود گفت : می خواهم مسیر زندگی ام را به من نشان دهی.

خداوند نیز تمامی راه هایی که در زندگی رفته و خواهد رفت را به او نشان داد. بعضی از این راه ها سخت و ناهموار بودند و برخی صاف و یکدست.

نکته زیبا این بود که در تمامی مسیرها در کنار گام های او گام های دیگری نیز دیده می شد. که در تمامی راه او را همراهی کرده اند و پشت سر او آمده اند.

انسان پرسید: این گام ها از آن کیست؟

خدای بزرگ به او گفت : اینها گام های من هستند که در همه  حال تو را همراهی می کنند.

انسان نگاهی به یکی از مسیرها انداخت و دید که سخت ترین و ناهموارترین مسیر نسبت به بقیه است. اما وقتی به زمین نگاه کرد فقط رد یک گام را دید.

با نگاهی آکنده از ناراحتی به سوی خدا نگریست و گفت: خدایا با تمام بزرگیت ، مرا در سخت ترین راه تنها گذاشتی ؟

خداوند مهربان با نگاهی مملو از لطف به او نگریست و گفت : اشتباهت در اینجاست . در سخت ترین راه من تو را در آغوش کشیدم.

 

 

مطالب مرتبط :

بازنشر مطالب سایت «مجله اینترنتی مهربانو» با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز مي باشد.


  • یک نظر در “خدایم در آغوش کشید”
    محمد در تاریخ اسفند 5, 1391 ساعت 20:24

    واقعا عالیه، یقین دارم همین طوره

    اضافه کردن نظر