ای کاش

ای کاشReviewed by مهربانو on Feb 27Rating: 5.0ای کاش

چشم بر هم می نهم ، با خودم می گویم

کاش چون گل بودم

که به هنگام سحر، شبنمی از سر درد

روی دل بنشانم

تا بدانند چه ها بگذشته است ، بر سر این دل من

کاش برگی بودم

که به افسون خزان، همره باد وزان

زیر پاهای گذر کرده ی دور

خش خشی می کردم، تا صدایم شنوند

تا بدانند چه ها بگذشته است، بر سر این دل من

کاش دریا بودم

که به هنگام شبی ، که به همراه نسیمی ، بادی

تن خود می کوفتم، موج می افراشتم

تا بدانند چه ها بگذشته است ،بر سر این دل من

ای کاش پرستو بودم

که به فصل غم و درد ، کوچ می کردم و پرواز کنان

سوی ییلاق ، بهار دلها ، بال می افراشتم

تا بدانند نیَم آنجا من

تا بدانند چه ها بگذشته است ،بر سر این دل من

چشم بگشودم و لیک

دیدم آنجا در خرابات دلم ، غوطه ور گشته ام ، ای کاش ای کاش …

لیک دیگر نه پرستو وَ نه برگ ، نه درختان خزان خواسته ام

کاش چون یک انسان

اندر این باغچه کوچک دل

خنده ای سر زنم از اوج خوشی!!

سروده : مهربانو

مطالب مرتبط :
autumn forest landscape wallpaper

بازنشر مطالب سایت «مجله اینترنتی مهربانو» با ذکر منبع و لینک به سایت مجاز مي باشد.


  • بدون نظر در “ای کاش”

    اضافه کردن نظر